رو به گندمزارها می آیی ای مولای گندمگون!
آیه ی صلحند چشمان شما - "والتین و الزیتون" -
ابروانت خط نستعلیق خطاطی زبردستند
آخرین بیت از غزل هایی خیال انگیز و یکدستند ♡
بیت آخر حالتش این است ، غافلگیر خواهد کرد
ناز دارد ، می رسد ، هرچند شاید دیر خواهد کرد
نرگس اینجا غرق در ترکیب خالت با لب است امشب
"آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است" امشب
دارد از بالا محمد(ص) هم خودش را در تو می جوید
می زند بر شانه های حیدر(ع) و باشوق می گوید :
مثل زهرا(س) می شود از دور ، چشمش را که می بندد
خوب با دقت نگاهش کن علی(ع) ! مثل تو می خندد...
بی محمد(ص) مانده یثرب تا تو شب با ماه تنهایی
بی علی(ع) ماندیم تا تو باز هم با چاه تنهایی
لحظه هارا بی تماشایت نگو باور کنم مولا !
"من نه آن رندم که ترک ساقی و ساغر کنم" مولا !
تا کی اینجا قصه ی خورشید پنهان را بخوانم من
"یوسف گمگشته باز آید به کنعان" را بخوانم من
با ستاره منتظر می مانم آری صبح نزدیک است
آه ، بیداران ِ این شب زنده داری ! صبح نزدیک است
♡
قاسم صرافان
برچسب:
نویسنده: آدرین عباسیان