خاطرات سردرگم

متن مرتبط با «d tumblr» در سایت خاطرات سردرگم نوشته شده است

Wizard

  • نیلوبلاگ

    داداش کوچیکه م (بین برادرا کوچکتره ولی از من بزرگتره) یه تابستون خیلی کار سرش ریخته بود، باید کلی نقشه با اتوکد آماده میکرد، منم چون عاشق کامپیوتر بودم، گفتم بده منم کمکت کنم، گفت تو که بلد نیستی، گفتم بهم یاد بده زود یاد میگیرم. کاری که می‌خواست به من بده را بهم یاد داد،سال بعدش یکی از درس هایی که باید میگذروندیم اتوکد بود، بچه ها کلا با اینجور درسا خیلی مساله دارند، برعکس من عاشق مثلثات و محاسباتش بودم همیشه، از طرفی تو محاسبه نقاط هم خیلی خوب بودم، داداشم بهم کلید ترکیبی ها را یاد داده بود و...

    ادامه مطلب
  • To be Snared

  • نیلوبلاگ

    چه احساسی دارد یک شکارچی آنگاه که در می یابد صیدی بیش نیست ؟! ...

    ادامه مطلب
  • S e r e n a d e

  • نیلوبلاگ

    شب که به نیمه میرسه، نفس ها هم مد میکنند و صداها رگ می گیرند؛ درست مثل صدای تو، وقتی نیمه های شب از اونطرف خط تلفن باهام حرف می زنی و من لابلای رگ های صدات پرپر می زنم! باورم نمیشه این کسی که حالا دیگه تمام زندگی من شده ، همونیه که روز اول نزدیک بود باهاش یه دعوای حسابی راه بندازم! همونی که تو دلم "بچه پررو" صداش کرده بودم! همون که آینه ی ماشینشو روی چشمای من تنظیم کرده بود و من مجبور شده بودم تمام مسیر، خیابونو نگاه کنم! باورم نمیشه این مردی که تکیه گاهم شده و نفسم به نفسش بسته است ، همون کسیه که موقع نوشتن آدرس وبم توی گوشیش دست و پاشو گم کرده بود و گوشی ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    s e rogie | s e r | s e rykoff | s e racing | s e r t | s e republican | s e radar | s e r e training | s e r e b i i | s e rogie my lovely elizabeth