خاطرات سردرگم

متن مرتبط با «s e radar» در سایت خاطرات سردرگم نوشته شده است

Talkative

  • نیلوبلاگ

    دور بود و خواستنیسیب سرخی بود بر بلندترین شاخه ی درخت...بلندترین شاخه ی درخت به عشق پاکمان،سر فرود آورد !_________________________یه مـن یه تـو یه فاصلهنه نشد!یه من بی تو یه فاصلهبازم نشد!بی من یه تو یه فاصلهنــــــــــــــــه  نشد !!!یه منیه توبــــــی فــــاصــــلــــهحالا شد...:-)_________________________دنیایی دارم فراتر از دنیاهای دیگر که با تمام خوب و بدش دوستش می دارم. لذت هاش پتانسیل شادی های زندگی م می شوند و تلخ کامی هاش، پختگی و ت...

    ادامه مطلب
  • Unbelievable

  • نیلوبلاگ

    من همان روزها زمین خوردمپا شدم، باز هم زمین خوردمپا شدم، باز هم زمین خوردمپا شدم، باز هم زمین خوردمشانه ها مو به مو شمردندممو به مو رو به رو سیاه شدمچاله کندم خودم زمین بخورممن خودم چاله چاله چاه شدممن دلم بال و پر نمی خواهدخو گرفتم به خاک های سیاهمن دل چاهی ام که خشکیدهمن کجا دیدن دوباره ی ماه؟!راستش... حرف هام هذیان بودمن دعا کرده ام شبی در تب:کاش باران ببارد و این چاهماهِ خود را بغل کند هر شبرضا طبیب زادهقسمت هایی از شعر "بعد از آن روز سرد و بی پایان" بخوانید...

    ادامه مطلب
  • To be Snared

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 چه احساسی دارد یک شکارچی آنگاه که در می یابد صیدی بیش نیست ؟! xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • Notorious

  • نیلوبلاگ

    xa0 سه روز لمس زندگی سه روز دلدادگی سه روز بی قراری سه روز خودم... و او ! xa0 ** تولدم مبارک ** xa0...

    ادامه مطلب
  • S e r e n a d e

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 شب که به نیمه میرسه، نفس ها هم مد میکنند و صداها رگ می گیرند؛ درست مثل صدای تو، وقتی نیمه های شب از اونطرف خط تلفن باهام حرف می زنی و من لابلای رگ های صدات پرپر می زنم! باورم نمیشه این کسی که حالا دیگه تمام زندگی من شده ، همونیه که روز اول نزدیک بود باهاش یه دعوای حسابی راه بندازم! همونی که تو دلم "بچه پررو" صداش کرده بودم! همون که آینه ی ماشینشو روی چشمای من تنظیم کرده بود و من مجبور شده بودم تمام مسیر، خیابونو نگاه کنم! باورم نمیشه این مردی که تکیه گاهم شده و نفسم به نفسش بسته است ، هم...

    ادامه مطلب
  • Fever

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 خورشید می تابد اما ؛ داغی من از تابش دیگری است... تب من از حرارت بخشی دیگری است... xa0 تقصیر جناب حافظ است دیگر... اگر بدانی چه ها در گوشم زمزمه کرده تا اغفالم کند! اما از گردن غزل های حافظ که برداریم، همه اش می ماند برای چشم های تو... که حتی عینک افتابی ات هم رویشان کارساز نیست و با وجود آن نیز ؛ همچنان برقشان عالم سوز است ! xa0 xa0 تب کرده ام و تو را به بالین خواهم... xa0 xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب